در بخش ادبیات کودک و نوجوان بالقوه شرایط جهانی شدن داریم اما بالفعل نه
به گزارش سایت انتشارات مدرسه، احمد اکبرپور، نویسنده کودک و نوجوان به مناسبت روزجهانی کودک و نوجوان گفت: «ادبیات برای بزرگسالش مهجور است چه برسد به کودک.»

نویسنده کتاب «شب بخیر فرمانده» در مورد امکان جهانی شدن ادبیات کودک و نوجوان گفت: «واقعیت امر این است که برای جهانی شدن، بیشتر از این که یافته ها و اندوخته های ما چه اندازه هست، احتیاج به یک خود باوری داریم. سالانه به طور معمول در دنیا، ۱۰ کتاب خوب چاپ می کنند. واقعا ایران جزء آن ۱۰ کشوری است که ۱۰ کتاب خوب دارد اما شما در نظر بگیرید در مقابل سیل ترجمه حتی از همین ۱۰ کتاب خوب و برگزیده حمایت نمی کنیم. نه ترجمه از آن ها داریم و نه معرفی شان می کنیم. دو الی سه هزار مترجم داریم که در جایی نوشته بودند از زبان اسپانیایی، پرتغالی و… کتاب وارد می کنند، اما ما پنج تا مترجم نداریم که کتاب های ما را ببرند آن طرف دنیا».
اکبرپور افزود: «ما در بخش ادبیات کودک و نوجوان، بالقوه شرایط جهانی شدن داریم، اما بالفعل نه. جوایزی هم که در ایران است بیشتر به کتاب های خارجی داده می شود؛ یعنی کتاب های تالیفی مثلا همان ده تا برگزیده نه خریداری می شوند و نه جوایزی به آن ها داده می شود. در نتیجه اگر آن خود باوری اتفاق بیفتد، ما هم آن ۱۰ تا کتاب را مانند دیگر جاها خواهیم داشت».
برنده کتاب سال جمهوری اسلامی ایران علاوه بر مشکل نداشتن مترجم به دیگر معضلات هم اشاره کرد و گفت:« کیفیت چاپ کتاب های ما در سطح جهانی نیست که بخواهیم رقابت بین المللی داشته باشیم، عضو کپی رایت نیستیم. تازه این ها هست اما اصل ماجرا اعتماد به نفس است که ما نداریم».
اکبرپور در مورد فرم و محتوای در ادبیات کودک و نوجوان نسبت به کشورهای دیگر گفت:« بی اغراق نسبت به کشورهای دیگر نه بدتریم و نه بهتر. چه بسا این که تصویر گری ما وضعیت بهتری هم دارد اما مسئله جهانی شدن به اعتماد به نفس بستگی دارد.

نویسنده کتاب «من نوکر بابا نیستم» در مورد ترجمه برخی از کتاب های ایرانی در کشورهای دیگر گفت:« قاعده اش این است که سالانه هزار تا کتاب ترجمه می شود و به بازار می آید، اما ۱۰ عنوان کتاب خوب ما نمی رود آن طرف. وزارت ارشاد باید مترجم پرورش دهد و این کتاب ها را برای نمایشگاه فرانکفورت بفرستد، از طرفی هم ناشران فعال تر باشند. وگرنه کتاب های خودم و چند نفر از نویسنده دیگر ترجمه شده است. اما این مسئله باید سیستماتیک شود. ادبیات کودک ایران باید با حرکت مجموعه ای برندی باشد که شناخته بشود».
اکبر پور در مورد معظلات این روزهای ادبیات کودک عنوان کرد:« ناشران کتاب های تصویری را خیلی خیلی سخت چاپ می کنند. خیلی از ناشران هنوز ارتباط نویسنده با تصویر گر را قبول ندارند. یعنی می گویند نویسنده کار را تحویل دهد تا تصویرگر کار خودش را انجام دهد. نویسنده و تصویر گردو تا جزیره کاملا جدا از هم هستند. در شهرستان ها هم فقط کتاب بازاری داریم. در این حوزه کتاب خوب نداریم. از همه مهمتر این که ارتباط ما با نهاد هایی مانند آموزش و پرورش قطع است».
عضو شورای کتاب کودک و انجمن نویسندگان کودک و نوجوان در مورد چاپ کتاب های کودک و نوجوان در انتشارات مدرسه گفت: «قطعا اگر انتشارات مدرسه رمان هایی را چاپ کند که همه طیف نویسندگان را در بر بگیرد می تواند ارتباطی با آموزش و پرورش ایجاد کند.قاعدتا با حضور آقای شاه آبادی این حب و بغض های حقیرانه وجود نخواهد داشت. ولی اگر نهاد های دولتی نویسنده ها را گزینش کنند آن اتفاق خوب برای ادبیات کودک و نوجوان نمی افتد. البته با ذهنیت ۸ سال پیشی که از انتشارت مدرسه دارم بخواهم صحبت کنم قطعا می توانم بگویم که آن اتفاق خوب نمی افتد چون آن قدر قوانین سختگیرانه دارند که من بعید می دانم رمان خیلی خوبی از آن ها در بیاید. این قوانین سخت گیرانه اجازه نمی دهد که آن اتفاق خجسته بیفتد».

برچسب ها: